|
ميزگرد علمي نقد و بررسي نظريه تطور تاريخي تشيع |
|
06 خرداد 1387 ساعت 17:59 |
|
نشست علمي نقد و بررسي تطور تاريخي تشيع به همت مجمع عالي حكمت اسلامي در مدرسه عالي امام خميني(ره) قم برگزار شد
به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، ميزگرد علمي نقد و بررسي تطور تاريخي تشيع با رويكرد نقد كتاب «مكتب در فرآيند تكامل»، نوشته حجتالاسلام سيد حسين مدرسي، به همت مجمع عالي حكمت اسلامي و با همكاري گروه فلسفه و كلام مدرسه عالي امام خميني(ره) قم، در تالار قدس اين مدرسه برگزار شد.
در اين نشست، که با استقبال تعداد زيادي از علاقه مندان رو به رو شده بود، ابتدا حجتالاسلام محمد تقي سبحاني، عضو هيأت امناي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، در سخناني به نقد مباني روش شناختي اين كتاب پرداخت.
وي گفت: آنچه در كتاب «مكتب در فرآيند تكامل» آمده، پيشينه بسيار طولانياي دارد که ميتوان ردپاي آن را در قرون اوليه اسلام نيز پيدا كرد و اين كتاب در واقع بازخواني آن نظريات است.
حجتالاسلام سبحاني با بيان اينكه نويسنده كتاب مدعي پرداختن به تاريخ تفكر يا تاريخ كلام است نه كلام، گفت: اما اين کتاب عملاً در موارد بسياري از تاريخ تفكر به نقد تفكر منحرف شده و برخي از اعتقادات را به استناد اين كه جزء اعتقادات رهبران اوليه تشيع نبوده است، باطل شمرده است.
وي در ادامه افزود: براي مثال اينكه انديشه علم غيب امام از سوي امامان شيعه مطرح نشده و بعدها به وجود آمده است، دليل بطلان آن نيست و ميتوان گفت؛ شايد زمينه طرح آن نبوده و ائمه(ع) تقيه كردهاند.

اين استاد حوزه و دانشگاه استفاده از واژههاي تعريف نشده و مبهم مثل «جامعه شيعه» و استنادات ناقض را از ايرادات ديگر كتاب برشمرد و اظهار داشت: وي گاهي به روايتي از يک كتاب استناد ميكند، در حالي كه در همان صفحه يا در همان كتاب روايتي متناقض با روايت نقل شده وجود دارد؛ ولي ايشان توجهي به آن نکرده است.
وي ادامه داد: در اين کتاب روش مشخصي براي استناد به روايات و نظريات وجود ندارد و در موارد بسياري مؤلف به برخي آراء، تنها آن جايي كه موافق با نظر خود او است، تمسك ميكند و به نظريههاي ديگر كاري ندارد.
در ادامه اين نشست حجتالاسلام والمسلمين يوسفي غروي، استاد حوزه علميه قم، سخنان خود را با موضوع نقد روش شناسي كتاب از منظر تاريخي اينگونه آغاز كرد که عنوان كتاب، بررسي سه قرن نخستينِ به وجود آمدن تشيع است؛ ولي نويسنده در مواردي از اين چارچوب خارج ميشود و به عصر غيبت و زمانهاي ديگر ميپردازد.
وي سپس نظريه تكامل عصمت را از جمله اشتباهات نويسنده كه آن را مربوط به هشام بن حكم ميداند، برشمرد و افزود: اين در حالي است كه شواهد فراواني داريم مبني بر اينكه عقيده عصمت با عناويني مثل طهارت ائمه(ع)، ريشه در زمانهاي پيش از هشام بن حكم دارد.
حجتالاسلام والمسلمين يوسفي غروي عقيده بداء، دريافت خمس و دوازده گانه بودن امامان شيعه را از موارد ديگري خواند كه نويسنده كتاب «مكتب در فرآيند تكامل» ابتدا درباره اين اعتقادات، نظريهاي را اتخاذ كرده و سپس شواهدي به نفع آن آورده است.
حجتالاسلام سيد كاظم طباطبايي، ديگر استاد حوزه علميه قم، سخنران بعدي اين نشست بود که به اشكالات كتاب در استناد به برخي از احاديث و عدم استناد به احاديث ديگر توجه کرد.
وي تشكيك در اعتبار كتابهاي حديثي اوليه مثل «كتابُ سليم بن قيسالهلالي» و «بصائرالدرجات» را از جمله مواردي دانست كه به بحث آسيب زده و باعث شده نويسنده در ادامه و در استناد به همين كتابها دچار تناقض در رفتار شود.
حجتالاسلام طباطبايي ادامه داد: براي مثال اگر روايتي درباره دوازده نفر بودن امامان شيعه در كتاب سليم وجود دارد، مدرسي آن را جعلي ميخواند؛ ولي اگر روايت ديگري در تأييد نظر خودش در همان كتاب باشد، به آن تمسك ميكند و اين ناقض نظر وي در نامعتبر بودن آن كتاب است.
وي تحميل پيشفرضها و تمايلات شخصي نويسنده بر روايات را اشكال مهم روشي نويسنده «مكتب در فرآيند تكامل» خواند كه در نتيجه آن او هر روايتي را كه مؤيد نظرش نبوده، به غاليان نسبت داده است.
استاد حوزه علميه قم نقل ناقض و گزينشي برخي روايات را از جمله ايرادهاي ديگر اين كتاب عنوان كرد و اظهار داشت: نويسنده در مباحثي كه اهميت كم تري دارد، اسناد مدعاي خود را آورده است؛ ولي در موارد مهمي مثل ادعاي گرايش اكثريت شيعيان به عبدالله بن افتح، هيچ سندي ارائه نكرده است.
در دور دوم اين نشست حجتالاسلام سبحاني به «اوصاف بشري و فوق بشري امامان»، كه نويسنده اعتقاد به آن را به شيعيان نسبت داده، پرداخت و تصريح كرد: وي برخي از اين صفات را از ساختههاي غاليان برشمرده و ادعا كرده است كساني كه جامعهاي روايي مثل «كافي» را نوشتهاند نيز توجهي به جعلي بودن روايات غاليان نكردهاند و آن ها را معتبر شمردهاند.
وي ابراز داشت: نويسنده دو صفت علم الهي و مُفتَرَضُالطاعه بودن ائمه(ع) را ميپذيرد و بر اين نكته صحه ميگذارد كه بر اين اساس، ائمه(ع) مصادر تشريع شيعه بودهاند و اين اعتقادات دچار تطور تاريخي نشدهاند.
اين استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: مدرسي(نويسنده كتاب)اما در ادامه، عقيده عصمت را به صراحت برساخته يكي از اصحاب امام صادق(ع)، يعني هشام بن حكم دانسته كه براي به دست آوردن مرجعيت سياسي براي ائمه(ع) صورت گرفته است.
وي اين سخن را از عجيبترين ادعاهاي نويسنده كتاب ارزيابي كرد كه به عقيدهاش هركسي با تاريخ آشنايي داشته باشد، نادرست بودن آن را تأييد ميكند.
حجتالاسلام سبحاني در ادامه به كتابهاي معتبري چون «غارات» ثقفي، «تاريخ يعقوبي» و «كنزالعمال» استناد كرد كه اتفاقاً از منابع اهل سنت هستند و بر صفات ائمه(ع) از جمله عصمت پافشاري ميكنند.
وي همچنين نظر مؤلف كتاب درباره اينكه مرجعيت سياسي براي ائمه(ع) بعدها و با توجه به شرايط آن روز مطرح شده است، خاطرنشان كرد: مراجعه به تاريخ ثابت ميكند كه در هيچ دورهاي نگاه به امامان شيعه به عنوان رهبر و عنصر سياسي در جامعه مسلمانان؛ حتي از سوي حكومتهاي وقت نيز قطع نشده و چيز بديعي نبوده است.
استاد حوزه و دانشگاه اين نظر نويسنده را هم كه امامت سياسي امام جواد(ع) به خاطر كم سن و سال بودن ايشان مطرح نشد و شيعيان تنها به مرجعيت مذهبي ايشان اكتفا كردند، گفت: اين چه انديشهاي است كه ما يك كودك نه ساله را داراي علم لدنّي، مفسّر قرآن و رهبر مذهبي جامعه بدانيم؛ ولي رهبري سياسي وي را ناممكن بشماريم.
حجتالاسلام طباطبايي هم به موضوع احاديث دوازده امام از نگاه كتاب «مكتب در فرآيند تكامل» پرداخت و بيان داشت: اعتقاد مدرسي اين است كه شيعيان انتظار داشتند سلسله امامان تا قيامت ادامه داشته باشد؛ از اين رو احاديث دوازده امام، نخستين بار پس از غيبت صغرا و از سوي مرحوم نعماني مورد توجه قرار گرفت و در كتابهاي حديثي قرنهاي دوم و سوم سخني از اين اعتقاد به ميان نيامده است.

وي با بيان اينكه بر اساس فهرستهاي تاريخي در حدود سه هزار كتاب و رساله روايي در قرون اوليه اسلامي نوشته شده و در حال حاضر تنها نه كتاب در دسترس ما است، تأکيد کرد: نميتوان تنها با استناد به اين نه كتاب، که برخي از آن ها هم به طور ناقص به دست ما رسيده است، نميتوان ادعا كرد احاديث مربوط به دوازده امام در كتابهاي روايي اوليه نبوده است.
حجتالاسلام طباطبايي با تصريح بر اينكه اگر در مباحث حديثي، درباره يك موضوعي دو سه روايت از يك شخص وجود داشته باشد، نشان ميدهد كه آن شخص يا كتابي و يا بابي درباره آن موضوع در يكي از كتابهايش داشته، خاطرنشان كرد: وجود دوازده حديث درباره دوازده گانه بودن امامان از محمد بن يحيي العطار در كتاب «كافي» نشان ميدهد كه ادعاي نويسنده درست نيست و اين روايات در كتاب محمد بن يحيي هم وجود داشته است.
اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه روايات منقول از علي بن ابراهيم و بَرقي را نيز نشان دهنده قدمت اين روايات و بطلان جديد بودن آن دانست. حجتالاسلام والمسلمين يوسفي غروي نيز بسياري از مواردي را كه نويسنده كتاب با عنوان تكامل عقيده و مذهب مطرح کرده است، در واقع تكامل شيعيان در دفاع از آن عقيده و مذهب بوده، نه تكامل خود عقيده و مذهب.
حجتالاسلام عباسي، دبير علمي نشست هم با اشاره به مباحث جديدي كه مثلاً شهيد مطهري مطرح كرده است، تصريح كرد: بسياري از مطالب با تحقق شرايط جديد مطرح ميشوند؛ اما لازمه طرح آن ها وجود يك ريشه اعتقادي در گذشته است.
وي ادامه داد: از اين رو تعداد زيادي از موضوعات مطرح شده در اين كتاب كه ادعا شده جديد است، در واقع ريشه تاريخي دارد، هرچند تازگي داشته باشد.
در ادامه حجتالاسلام سبحاني يكي ديگر از ايرادات كتاب را طرح مبهم موضوع صفات فوق بشري عنوان کرد و اظهار داشت: ايشان در هيچ جا نگفتهاند كه چرا مثلاً جواز اظهار معجزه، علم غيب و شنيدن صداي زائر براي امامان(ع)، صفات فوق بشري محسوب ميشوند.
وي با اشاره به كرامت آصف برخيا و معجزات بسياري كه براي انبياي الهي در قرآن ذكر شده است، افزود: اعتقاد به الوهيت و نقش ائمه(ع) در خَلق و روزي دادن انسانها صفات فوق بشري است و به غلات برميگردد؛ اما صفات ديگر به هيچ روي فوق بشري نيستند.
استاد حوزه و دانشگاه در پايان استناد نويسنده به «رجال کَشّي» و داستان «عبدالله ابن ابي يعفور» با «معلّي ابن خنيس» نيز خاطرنشان كرد: ايشان نويسنده بر اين باور است كه امام صادق(ع) اعتقاد «ابن ابي يعفور مبني» بر علماي ابرار بودن امامان را تأييد ميكند و اعتقاد «ابن خنيس» را درباره نبي بودن ائمه(ع) به شدت رد ميكند؛ در حالي كه با رجوع به رجال كشي روشن ميشود كه امام(ع) تنها گفتهاند: من از كسي كه ما را نبي بداند، برائت ميجويم.
منبع : رسا نیوز
پیشنهاد متن برای مطالعه (36) | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :244 | چاپ | ارسال به دوست
|